|
اسفندیار سپهری نقد قدرت
| ||
|
شاید اغراق گونه نباشد بگوییم شدت استفاده از سرمایه و عایدات ملی کشور که در اصطلاح فقهی به آن بیت المال میگویند در دولتهای نهم و دهم بویژه در دو سال اخیر در راستای تامین منافع سیاسی و جناحی و باندی چه در سطح داخل و چه در سطح بین المللی قابل مقایسه با تمام دوره های پیشین ریاست جمهوری نباشد.کافی است تنها به میزان هزینه های بسیار کلانی که توسط اسفندیاررحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در این دوسال اخیر صرف تبیین دیدگاههای شخصی خویش نه نظام جمهوری اسلامی شده نظری بیفکنید تا ببینید که چه حجم عظیمی از بودجه کشوری از طریق ایشان بدون اینکه کسی مانع از آن بشود مصرف میشود. البته نبایستی از نظر دور داشت که نمایندگان مردم در خانه ملت طرح تحقیق و تفحص از یکی ازحوزه های تحت مدیریت ایشان بنام شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را در دستور کار خویش قرارداده اند که اگر قدرتهای مرئی و نامرئی مانع از این تحقیق و تفحص نشوند شاید بتوانند از وضعیت حیف و میل بیت المال در این حوزه گزارشی تهیه و به پیشگاه ملت ارائه نمایند ، هر چند چنین اقدامی مصداق نوشداروی بعد از مرگ سهراب میباشد. ایشان از آنجایی که کاندیدای مطرح در انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم می باشند و از سال گذشته زمینه های لازم را جهت حضور قدرتمند در این عرصه فراهم نموده اند به طرق گوناگون از جیب ملت در جهت تصرف این پست مهم سیاسی هزینه مینمایند. حضور پررنگ در تمامی عرصه های ملی از طریق مسافرت به تمامی نقاط کشور ، انجام ماموریتهای بین المللی به کشورهای مختلف جهان و دیدار با شخصیتهای مهم سیاسی کشورها بدون هماهنگی با دستگاه دیپلماسی کشور، برگزاری همایشهای بسیار پر خرج و پر هزینه در سطح داخلی و بین المللی ، ترویج افکار و عقاید و دیدگاههای شخصی در تمامی عرصه ها و تشریح و توجیه عملکرد و اقدامات اجرایی و همچنین پخش سخنرانیها از طریق تهیه و تکثیر سی دی و کتاب و جزوه و نشریه در حجم انبوه و به مناسبتهای گوناگون از طریق نمایشگاههای داخلی و خارجی که اجرای همه اینها متضمن بودجه کافی و بی حد و حساب بوده و قدر مسلم از توان ایشان خارج بوده و متاسفانه از بودجه ملی مصرف میشود، بخشی از اقدامات ایشان هست که اعتراضات گوناگونی هم به همراه داشته است. کافی است به دو نمونه ازدهها اقدامات ایشان که دارای بار مالی چندین صد میلیاردی بوده اشاره شود که چگونه اسفندیار رحیم مشایی فقط در جهت تبلیغ و ترویج دیدگاههای شخصی و جناحی خویش از بودجه ملی استفاده می نمایند آن وقت بخش بزرگی از ملت و منطقه جغرافیایی کشور درقعر محرومیت و عذاب و حرمان به سر میبرند. اولین مورد همایشی است که چند ماه قبل تحت عنوان همایش ایرانیان خارج از کشور در محل سالن همایشهای بین المللی صدا و سیما ترتیب داده شد و طی آن جمع کثیری از ایرانیان خارج از وطن را با دیدگاههای متفاوت اعم از سکولار و سلطنت طلب و چپ و راست و ... با آن وضعیت پوشش بویژه در مورد خانمها که مشابه آنها اگر در خیابانها و مجالس وطنی ظاهر میشدند بدون درنگ با واکنش قهری نیروی انتظامی و لباس شخصی ها مواجه میشدند دور خویش جمع نمود تا هم رئیس دولت و هم شخص ایشان دیدگاههای خویش را تبیین نمایند. بر اساس اعلام نمایندگان مردم و همچنین مسئولین امر این همایش از جمله پرهزینه ترین همایشها در طول انقلاب بوده است که طی آن تمامی هزینه های رفت و برگشت با بلیط هواپیما از تمامی نقاط جهان و هزینه های هتل و ایاب و ذهاب و پذیرایی بسیار مفصل و شاهانه و اهدائ هدیه ها و سایر هزینه ها برعهده نهاد ریاست جمهوری و شورای عالی ایرانیان به ریاست مشایی بوده است. اما اینکه نتیجه این همه هزینه ها برای نظام چه بوده است ارزیابی موجهی وجود ندارد اما برای رئیس دفتر مواهب فروانی در پی داشته است. دومین مورد مربوط به دعوت از اصحاب رسانه و مدیران مسئول و سردبیران و روزنامه نگاران وخبرگزاریها و برخی استانداران و مدیران کل و مسئولین فرهنگ و ارشاد استانها و سایر دست اندرکاران به همان سالن همایشهای بین المللی صدا و سیما با هزینه رئیس دفتر رئیس جمهوردر هفته گذشته بود تا بار دیگر مشایی خبرساز دیدگاههای شخصی منحصر به فرد خویش را در قالب چنین برنامه بسیار پر هزینه ای بنام « تحلیل از اوضاع سیاسی جهان در نشست تخصصی رسانه ها با ایرانیان خارج نشین » بر جامعه القا نماید بدون اینکه با واکنش بازدارنده ای مواجه باشد. با این اوصاف شما کجای عالم سراغ دارید که رئیس دفتر رئیس جمهور: اولا" در کسوت یک سیاستمدارو نه در حد یک رئیس دفتر، سخنرانیهای پر حاشیه و متضاد با دیدگاههای اصولگرایی مورد نظر جناحهای طرفدار احمدی نژاد و اقدامات تامل برانگیز داشته باشد؟ ثانیا" ازاختیارات بی حد و حصری در تمامی جوانب کشورداری برخوردارباشد که حتی در عزل ونصب وزیران ومعاونین رئیس جمهوروسایرکارگزاران نقش کلیدی و اساسی داشته باشد؟ ثالثا" از اختیارات کافی در تامین و هزینه کرد اعتبارات ملی در جهت تبیین دیدگاهها و افکار منحصر به فرد خویش که با واکنشهای تندی از سوی اصولگرایان حامی احمدی نژاد مواجه بود برخوردارباشد؟ رابعا" علاوه بر ماموریتهایی که در معیت رئیس دولت در سطح داخلی و بین المللی انجام میدهد هر زمان و در هر شرایطی که خود لازم بداند و تشخیص بدهد به ماموریتهای خارج از کشور و دیدار با رؤسای جمهور و دیگر سران سیاسی کشورها همت بگمارد و خارج از سیاستهای دستگاه دیپلماسی کشور اظهارنظر و گاها" اتخاذ تصمیم نماید؟ خامسا" علاوه بر این سمت رسمی و قانونی دهها سمت رسمی و غیر رسمی مهم و حساس نیزداشته باشد تا بدینوسیله در تمامی حوزه های سیاسی و اجتماعی و ... حضوری فعال و اثرگذار داشته باشد؟ با توجه به آنچه که فوقا" اشاره گردید و با توجه به موقعیتی که ایشان در قوه اجرایی کشور دارد ، برخی ناظران چنین عقیده دارند که مشایی علیرغم دیدگاههای به ظاهرمتضاد ولی مورد تاییدی که با رئیس دولت دارد اما به دلیل اعتماد بیش از حد رئیس دولت به ایشان درواقع همه کاره رئیس دولت و به عبارتی رئیس جمهور در سایه همین آقای مشایی می باشد و همین اقدامات راه را برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری دوره یازدهم برای وی هموار میکند. از این رو چنین برداشت میشود که بیت المال در خدمت محض سیاست ومنافع گروهی و جناحی عده ای خاص و قلیل قرار گرفته و نهادهای نظارتی اشرافیتی بر موضوع ندارند و ایشان همچنان چهار نعل در وادی سیاست می تازند و احدی را یارای رسیدن به وی نمی باشد. شما چه فکر می کنید؟
[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 0:24 ] [ سپهری ]
|
ابزار وبلاگنویسی
| |